خانه / خویشتن شناسی / خودشناسی ذهنی و درون / آیا حقیقت واقعاً تلخ است؟

آیا حقیقت واقعاً تلخ است؟

در مواجهه با وقایع مختلف زمانی که آن پدیده مطابق با خواست ما باشد آن را خوب و شیرین میدانیم و درزمانی که آن پدیده با خواست ما مطابق نباشد آن را پدیده‌ای ناخوشایند جلوه می‌دهیم. اساساً اتفاقات چقدر خوشایند و چقدر ناخوشایند هستند و از کجا آن را می‌توان تشخیص داد؟

اصولاً فرآیند خوشایند بودن در ذهن افراد اتفاق می‌افتد و این ذهن است که القای خوشایندی را صورت می‌دهد. زمانی که ذهن اتفاق را بر اساس باورها و ارزش‌های خود بررسی و در آن نفعی ببیند آن را خوشایند و زمانی که ذهن تشخیص دهد که در رخ دادن این اتفاق یا پدیده باورها و ارزش‌هایش زیر سؤال می‌رود در آن زمان آن اتفاق یا موضوع را تلخ جلوه می‌دهد؛ یعنی معیار درستی یا نادرستی یک مطلب یا کاری در هرکسی باورها و ارزش‌هایی است که در ذهن آن فرد نقش بسته است و ربطی به حقیقی بودن آن موضوع ندارد. به عبارتی حتی در خیلی از موارد مشاهده می‌شود که فرد یک قانون کلی را که به نفع عموم جامعه وضع‌شده است به خاطر نفع درونی خود که از ذهن القا می‌شود یک قانون اشتباه و نادرست می‌پندارد.

با این توضیحات مشخص می‌شود که در عده زیادی از افراد معیارهای صحیح برای درک حقایق، جای خود را به منافع شخصی داده است که نشاءت گرفته از باورهای نادرست ذهنی است. به دلیل حکمرانی باورهای نادرست در ذهن افراد یک جامعه، معیارهای درست در آن جامعه رفته‌رفته از بین می‌روند و به‌تدریج تعارض‌های فردی نمایان می‌شود. با همه‌گیر شدن این تعارضات نیز آرام‌آرام تعارضات اجتماعی و ناهنجاری‌های بزرگ در جامعه رخ می‌دهد و جامعه روزبه‌روز به سمت اقناع تمایلات شخصی و سودجویی‌ها سوق پیدا می‌کند. ارزش‌های اجتماعی به ارزش‌های فردی بدل می‌شود و عملکردها به‌جای پوشش دادن منافع همه و ما، تنها درصدد پوشش منافع من فعال می‌شود. افراد هرچه قدر بیشتر فعالیت می‌کنند کمتر نتیجه می‌گیرند و بیشتر مورد ضرر قرار می‌گیرند و شاخص‌های اجتماعی روز بروز در حال سقوط و افت خواهد بود.

در این میان با اصلاح معیارهای درونی و ذهنی می‌توان علاوه بر درک صحیح اتفاقات و پدیده‌ها، در طولانی‌مدت از هرج‌ومرج جامعه نیز جلوگیری کرد. ذهن به خاطر خصوصیات ذاتی خود که خواهان سکوت و عدم‌تغییر است با دست‌کاری معیارهای واقعی حقایق برای تغییر نکردن خود، در مواجهه با موضوعات و پدیده‌ها، هر زمان که نیاز به تغییر در خود را احساس می‌کند با تبحر بسیار درصدد تلخ و ناخوشایند جلوه دادن آن قضیه برمی‌آید و رفته‌رفته کل معیارها و ارزش‌های درونی فرد را به بیراهه می‌کشاند. اگر در همین لحظه کوتاه کمی بیشتر و کمی از درون به موضوعات دقت کنیم، کمی منصف باشیم و حق دیگران را ارج بنهمیم آنوقت است که ترفندهای ذهنی دیگر حق را ناحق نمی‌کند ما خود آگاهانه خواهیم دانست که اتفاقات و مطالب مختلف به نفع دیگران است یا به نفع ما و اگر به نفع ما هم نباشد و خوشایند ما نباشد منصفانه خواهیم دانست که به دلیل درست، حق با ما نیست.

زمانی که فطرت پاک انسانی بتواند بدون در نظر گرفتن اینکه موضوع به نفع خود اوست یا دیگران و با دانستن اینکه حق به حق‌دار می‌رسد؛ راضی باشد، در آن زمان هست که آرامش و خوشایندی به سراغش خواهد آمد و در اینجاست که هر حقیقتی شیرین خواهد بود و هیچ حقیقتی تلخ نخواهد بود.

بنابراین حقیقت هیچ‌وقت تلخ نیست بلکه ذهن است که آن را تلخ جلوه می‌نماید.

در مقالات بعدی در خصوص معیارهای صحیح برای ارزش‌گذاری و باورهای ذهنی بحث خواهیم کرد.

درباره‌ی مهدی کربلایی

به کسانی که قصد بهبود شیوه زندگی خود را دارند کمک میکنم تا در کمترین زمان ممکن به سبک زندگی بهتری دست پیدا کنند. به نظر من یکی از دلایل نارضایتی افراد از زندگی، استفاده نکردن از روش ها و قوانین ساده جهان هستی است. روش کار من، همراهی و اموزش قدم به قدم این اصول و روش ها به کسانی است که در جستجوی معنی و مفهوم عمیق تری در زندگی شان هستند.

همچنین ببینید

چگونه به یک تحول فردی بنیادین و سریع دست پیدا کنم؟

هرکسی برای بهبود سریع وضعیت زندگی خود باید دست به چند اقدام اساسی بزند. این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *